استاد می گوید :
بنویس ! چه یک نامه ، خاطرات روزانه ، یا یاداشتی موقع صحبت با تلفن – اما بنویس !
با نوشتن ، به خدا نزدیک تر می شویم .
اگر می خواهی نقش خودت را در دنیا بهتر بفهمی ، بنویس
سعی کن روح ات را در نوشته ات بذاری ، حتی اگر هیچ کس کارت را نمی خواند – یا بد تر ،حتی اگر کسی چیزی را بخواند که نمی خواهی خوانده شود .
همین نوشتن به ما کمک می کند افکارمان را تنظیم کنیم و پیرامونمان را واضح تر ببینیم .
یک کاغذ و قلم معجزه می کند – درد را تسکین می دهد ، رویا ها را تحقق می بخشد و امید ها ی از دست رفته را باز می گرداند .
کلمه قدرت است .
مکتوب - پائلو کوئلیو
نوشته شده توسط منصور در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 17:23 موضوع سخن بزرگان | لینک ثابت
آیا همیشه آرزو می کنید که کاش می توانستید در زندگی روزانه، اندکی خطرپذیرتر ظاهر شوید؟ درست مثل نامزدتان که خیلی راحت راه می افتد و در مهمانی ها به آسانی با دیگران ارتباط صمیمانه برقرار می کند. یا شاید هم بدتان نیاید مثل همسایه ما باشید! او هر روز در حال امتحان کردن چیزهای جدید است: یوگا، چتربازی، دوچرخه سواری کوهستانی، تئاتر اجتماعی و .... البته مواردی که ذکر شد، فقط قسمتی از کارهای جدید اوست. خوب باید گفت که ماجراجویی نیازمند اعتماد به نفس است و این امر مستقیما با طرز تفکر شما ارتباط پیدا می کند. در این قسمت چند راه بیان شده، که با اتکا به آنها میتوانید طوری بیندیشید که همزمان اعتماد به نفستان نیز افزایش پیدا کند.
1- باید دیگران شما را به رسمیت بشناسند. به راستی در چه حد برای رسیدن به این هدف تلاش می کنید؟ دفعه آینده که یک فکر محدودیت زا مانند: من هیچ وقت نمیتوانم...... به ذهنتان خطور کرد، مطابق این تکنیک عمل کنید؛ به جای اینکه بگویید من هرگز پیشرفت نخواهم کرد از جایگزین: اگر تمام تلاش خودم را برای به موفقیت رساندن این پروژه به کارگیرم، احتمالا پیشرفت از آن من خواهد بود؛ استفاده کنید.(همچنین می تواند از جمله های مثبت مشابه نیز کمک بگیرید.)
2- بدشانسی به شما روی آورده؟ سعی کنید هر گونه گله و شکایتی را تبدیل به یک پرسش کنید. گله و شکایت نمادی از شکست است و مانند مانعی، سد راه پیشرفت شما خواهد شد. اما از سوی دیگر مطرح کردن پرسش، قدرت را به دستان شما باز می گرداند و کاری می کند تا مشتاقانه به دنبال پیدا کردن راه حل بیفتید. برای مثال اگر به طور مکرر به خود می گویید: "انگار همه امروز حالشون بده" سعی کنید این جمله را پرسشی کرده و با خود تکرار کنید: "چه کار می توانم انجام دهم تا دیگران احساس خوبی پیدا کنند؟"
3- مراقب حرف زدنتان باشید، به ویژه زمانی که در حال صحبت کردن با خودتان هستید. توانایی ریسک پذیری از طریق عبرتهای شما از شکست ها نشات می گیرد. دفعه آینده که دچار لغزشی شدید، ببینید کجای حرف زدنتان اشکال داشته. آیا تا به حال اتفاق افتاده که با فحاشی خودتان را بکوبید و خار کنید: "احمق! بی مصرف! چرا همشه این کارو می کنی؟" هر زمان که متوجه شدید در حال تحقیر شخصیت خود هستید، همان لحظه این کار را متوقف کرده و سعی کنید با یکی از دوستانتان که چنین اشتباهی را خودش تجربه نموده، صحبت کنید. چیزی شبیه به این بگویید:"هی تو تا آخرین حد توان تلاش کردی. حالا بهتر است از روی زمین بلند شوی و یک بار دیگر از نو شروع کنی، شکست خجالت آور نیست...مگر اینکه در تلاش کردن شکست بخوری."
4- قوانین شخصی خودتان را اجرا کنید. دفعه آینده که خواستید کار جدیدی را امتحان کنید، اما حسی از درون شما را از انجام آن باز می داشت، با یک سوال آنرا متوقف کنید: چرا که نه؟ اگر درونتان به شما گفت: "این اصلا کار مودبانه ای نیست" یا "مردم چی فکر می کنند؟" یا "مردم فکر می کنند من احمق هستم" شما دقیقا در حال پیروی از قوانین دیگران هستید. از کوچک کردن خود دست بردارید و راهتان را ادامه دهید. سعی کنید نواحی پر عمق را برای شنا کردن انتخاب کنید. بدترین چیزی که ممکن است برایتان پیش بیاید چیست؟ اینکه آدم کاملی نیستید؟ خوب پس با این وجود صرفا به تمام آدم های دیگر کره زمین پیوسته اید، و نتیجه آن چیست؟ ریسک کرده اید، پیروز خواهید شد و از منافع آن بهرمند می گردید. اعتماد به نفس از توانایی مقاومت شما در برابر سختی ها حاصل می شود، اگر بتوانید در بیشتر موارد در مقابل سختی ها شکست ناپذیر ظاهر شوید، آنقدر از زندگی لذت می برید که قابل بیان نخواهد بود.
5- قدر و ارزش خود را ارتقا بخشید. اگر می خواهید ماجراجو باشید، رشد کنید، و از زندگی لذت ببرید باید ذهن منتقد خود را خاموش نگه داشته و راهنمای ذاتی اعتماد به نفس را در درون خود بارور سازید. روز خود را با یک جمله اطمینان بخش شروع کنید: "من آماده ام، باهوش و زرنگم، برای هر کاری آمادگی دارم، اعتماد به نفس دارم، با لیاقت بوده و سرشار از انرژی هستم." از خودتان طوری تعریف کنید که حس اقتدارتان افزایش پیدا کند. توجه داشته باشید که ما هر روز با پیام های زیرکانه ای بمباران میشویم که تمام کارها "چالش برانگیز" ( و بعضا اسرارآمیز و خطرناک) هستند و هر کسی نمی تواند از عهده انجام آنها برآید. با این جور حرف ها از طریق مکالمات درونی خود برخورد کرده و امید، اعتماد به نفس و قدرت را به خود باز گردانید.
http://www.por.ir : منبع
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 22:21 موضوع اصول اعتماد به نفس موفق | لینک ثابت
پاسی از شب گذشته , ساعتها است که پیرزن تنها ، بدلیل پنچری ماشینش در جاده به انتظار کمک ایستاده .
هیچ اتومبیلی حاضر نیست که در آن موقع شب در جاده ، سرعتش را کم کند و به کمک آن پیرزن بیاید . بعد از ساعتها انتظار مرد جوانی با اتومبیلش کنار جاده می ایستد و به پیرزن کمک می کند .
پیرزن در حین کمک مرد جوان ، نام مرد را می پرسد ؟ و در ادامه می گوید من ساعتها است که اینجا ایستاده ام و جلوی هر ماشین را گرفتم و دست تکان دادم ، هیچ کس حاضر به ایستادن و کمک کردن نشد . تو خیلی محبت کردی من چگونه می توانیم دینم را به تو ادا کنم .
مرد جوان گفت اسم من جو ( JOW) است . من از شما هیچ انتظاری ندارم و شما هیچ دینی نسبت به من ندارید ، فقط مواظب باشید که زنجیره عشق پاره نشود .
مدتها از این حادثه گذشت . شبی از شبها پیرزن برای صرف شام به رستورانی مراجعه کرد ، گارسن رستوران زن حامله ای بود ، ظاهراً روزهای آخر حاملگی را می گذراند و به سختی به مشتریان رستوران سرویس می داد . ظاهر او نشان می داد که از بضاعت مالی خوبی برخوردار نیست و به اجبار برای گذران زندگی با آن وضع و آن موقع شب کار میکند .
پیرزن پس از صرف غذا در خواست صورت حساب غذا کرد و ضمن گذاشتن پول فاکتور غذا بر روی میز ، یک چک 100 دلاری نیز زیر صورت حساب گذاشت و رفت .
زن گارسن وقتی برای برداشتن صورت حساب و جمع کردن میز مراجعه کرد متوجه شد علاوه بر هزینه پرداختی ، یک صد دلاری اضافی زیر فاکتور غذا است ، وقتی آنرا دید ، در پشت آن نوشته بود این پول مال شماست و شما هیچ دینی نسبت به من ندارید ، فقط مواظب باشید که زنجیره عشق پاره نشود .
زن گارسن بعد از اتمام کار به منزل مراجعه کرد ، شوهر بیمارش روی تخت خوابیده بود ، کنار شوهرش دراز کشید , او را در آغوش کشید , بوسید و گفت : I Love You JOW
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت 12:37 موضوع من ِ اميدوار | لینک ثابت
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند . اما به پسرم بياموزيد كه به ازاء هر شياد ، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند . به او بگوييد در ازاء هر سياستمدار خودخواه ، رهبر با اهميتي هم وجود دارد . به او بياموزيد كه در ازاء هر دشمن ، دوستي هست .
ميدانم كه وقت ميگيرد .
اما به او بياموزيد اگر با كارو زحمت خودش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از اين است كه جايي روي زمين پنج دلار پيدا كند .
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد .
او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .
به او نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد آور شويد .
اگر ميتوانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد .
به او بگوييد كه تعمق كند . به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گلهاي درون باغچه ، به زنبورها كه درهوا پرواز ميكنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود . اما با تقلب به قبولي نرسد .
به پسرم ياد بدهيد با ملايمها ، ملايم و با گردن كشها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد ، حتي اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست ميرسد انتخاب كند .
ارزشهاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر ميتوانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد .
به او بياموزيد كه ميتواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند . اما قيمتگذاري براي دل بيمعناست . به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را برحق ميداند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه شجاع باشد
. به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زيادي است اما ببينيد كه چه ميتوانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال و بسيار خوبيست .
نوشته شده توسط منصور در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 9:54 موضوع سخن بزرگان | لینک ثابت
موظف باش ، کارت را درست انجام بده ، کار امروز را به فردا مگذار و احساس گناه مکن و از خودت نفرت نداشته باش0
نوشته شده توسط منصور در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 13:6 موضوع سخن بزرگان | لینک ثابت
بیوریتم یکی از جدیدترین موضوعها در حیطه شناسایی ارگونومی ذهن افراد است که با بررسی و شناخت از جنبه های فکری – جسمی – روحی مدیران می توانند در تقلیل حوادث طبیعی ناشی از کار روزمره و کاهش اشتباهات ظاهراً بدون دلیل بسیار مؤثر واقع شود.
با توجه به اینکه تا به حال تحقیقی جامع وکاربردی در رابطه با بیوریتم ما و ساعتهای درونی بدن به منظور افزایش ضریب اطمینان کار در مراکز تولیدی و خدماتی و همچنین افزایش بهره وری با تکیه بر اصول مهندسی فاکتورهای انسانی انجام نشده این مقاله به طور بسیار فشرده به شناساندن بیوریتم و تاریخچه و اهمیت آن و همچنین سابقه کارهای انجام شده در کشورهای صاحب علم و صنعت می پردازد و به این ترتیب قابلیت و کارکرد بیوریتم در زمینه موضوع مقاله را گوشزد می کند.
آرزوی همیشگی انسان این بوده که بتواند آینده خود را روشن تر دیده و پیش بینی کند از آغاز بشر، متوجه شده بود که بین زندگی وی و ستارگان ارتباطی وجود دارد و شغل پیش گویی نیز در نتیجه همین ارتباط بوجود آمد. انسان از معدود موجوداتی است که از ابتدا همواره سعی نموده که با شناخت موارد جبری طبیعت به آزادی بیشتری دست یابد کشف قوانین علمی ، وی را قادر به کنترل و استفاده از آنها و آزادی روز افزون نموده است. یکی از شاخه های علوم نیز شناختی است که انسان بعنوان یک مدیر از خود در زمینه های مختلف روانی، جسمی ، اجتماعی بدست آورده و به مدد آن خود را از بسیاری از بحرانها نجات می دهد.
نظریه بیوریتم روشی است که به شناخت تغییراتی منظم و متناوب در رفتار و توانایی های آدمی منجر می شود....
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 10:45 موضوع اصول برنامه ريزي موفق | لینک ثابت
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند .
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها 2 ، یعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود .
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی ها گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند .
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند .
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت ، قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید. پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر تحمل نمائید؟
نوشته شده توسط منصور در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 19:47 موضوع پیوسته آغاز کردن | لینک ثابت
هفته گذشته در سمینار تخصصی " نقش سیلان- سیلوکسان ها در حفاظت از بتن " شرکت کرده بودم که با همکاری انجمن بتن ایران و شرکت مهاب قدس و شرکت محافظ صنعت سایش برگزار گردیده بود .
در انتهای این این سمینار CD مقالات و سخنرانی ها ارائه گردید که از سوی مدیریت محترم شرکت محافظ صنعت سایش (هارد ملات ) تهیه شده بود . در CD مذکور یک فایل بعنوان " ماندگار " گنجانده شده بود که خارج از موضوع سمینار بود و شامل مطالب مدیریتی و تکنیک های موفقیت می شد که مطالب آن به نظرم غنی و مفید آمد و تصمیم گرفتم منتخب مطالب فایل مذکور را به مرور به خوانندگان عزیز وبلاگ ارائه نمایم . لذا در ایام آتی مطالبی از این ماندگار ارائه خواهد شد . همین جا لازم است از مدیریت محترم شرکت هارد ملات و دست اندر کاران تهیه این مجموعه تشکر نمایم و مضافا اینکه این امکان وجود دارد که در تدوین این مجموعه از منابع موجود در اینترنت و یا سایر رسانه ها استفاده شده باشد که گاها بدلیل مشخص نبودن منابع مذکور ذکر منابع مقدور نخواهد بود که پیشاپیش از همکاری این عزیزان نیز کمال تشکر و قدر دانی را می نمایم .
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 14:54 موضوع اصول برقراري ارتباط موفق | لینک ثابت
حاتم طایی(۱) را گفتند: از تو(۲) بزرگ - همتتر در جهان، دیدهای یا شنیدهای؟ گفت: بلی، روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را؛ پس به گوشهی صحرایی به حاجتی برون رفته بودم(۳)؛ خارکنی را دیدم پشته(۴) فراهم آورده. گفتماش: به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط(۵) او گرد آمدهاند؟ گفت :
هر که نان از عمل خویش خورَد منت حاتم طائى نبَرَد
من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.
توضیحات:
(۱) حاتم طایی: بخشنده و جوانمردی از قبیلهی «طی» عرب که به گشادهدستی و کرم، نامدار است
(۲) تو: اینجا یعنی از خود
(۳) به حاجتی برون رفته بودم: برای قضای حاجت رفته بودم
(۴) پشته: مقداری بار که با پشت، توان حمل کرد
(۵) سماط: (به کسر اول) سفره
حواشی، شرح و پيرايش
حسين جاويد
نوشته شده توسط منصور در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 5:18 موضوع سخن بزرگان | لینک ثابت
آیا هیچ وقت آدم های شاد و موفقی را كه به رویاهایشان رسیده اند، دیده اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می بینند؟
سال هاست كه درخصوص افراد استثنایی كه در تجارت، ورزش و دیگر رشته ها موفقند، تحقیق می شود. در این سال ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است. اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در كنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته ای را با این 5 باور مهم طی كنید. باورهای ما پنجره ای هستند كه ما از آن به دنیا نگاه می كنیم. آنها تمام زمینه های زندگی مان را شكل می دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه كنید، دیدگاه شما خوش بینانه و قدرتمند می شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می برید.
خودتان بهتر از هر كسی خودتان را می شناسید :
مردی یك شب كلید خانه اش را گم كرده بود و نمی توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ كوچه دنبال كلیدش می گشت. كمی بعد همسایه اش او را دید و به كمك او آمد تا با هم كلید را پیدا كنند. اما بی فایده بود. پس از كلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو كلید را در منزل گم كرده ای، چرا در خیابان دنبال آن می گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور كنید شما جهت و معنای زندگی را گم كرده اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است كه در خیابان دنبال كلیدی بگردید كه در خانه جا گذاشته اید. هیچ كس به شما نمی تواند بگوید چطور به زندگی تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی خورد. شما باید درون خودتان را جستجو كنید. حتی اگر یك عمر برای یافتن پاسخ های خود جای دیگری را جستجو كرده اید، به محض این كه به درون خودتان رجوع كنید، می بینید كه پاسخ سوال های زندگی برای شما روشن می شود.
اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می رسید :
حقیقت این است كه هر نوع مهارتی را می توان یاد گرفت، هر مشكلی را می شود حل كرد و هر كاری را می توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و كارهای بزرگ را به قسمت های كوچك تر تقسیم كنید. وقتی یك كار بزرگ را به چند مرحله كوچك تر تقسیم كنید، انجام آن آسان تر می شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این كار را انجام می دهیم. مثلا وقتی قرار است یك شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را 3 تا 3 تا یا 2 تا 2 تا حفظ می كنیم. نكته مهم آن است كه اگر می خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی تان را بردارید، بهترین كار آن است كه آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض كنید :
دكتر اسپنسر جانسون، نویسنده كتاب چه كسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم ها و موش ها را این طور توصیف می كند. وقتی یك موش حس می كند تلاش هایش به نتیجه نمی رسد، روش خود را عوض می كند، اما وقتی آدم ها حس می كنند كاری كه انجام می دهند به نتیجه نمی رسد، عصبانی و خسته می شوند و دوست ندارند روش خود را عوض كنند. حتی گاهی اگر كسی راهكار تازه ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می گیرند و می گویند: "من همیشه این كار را همین طور انجام داده ام. "یا" من آدمی این مدلی هستم." در اصل این آدم ها از پذیرفتن راهكار تازه و انجام آن می ترسند و حس می كنند ترسشان به این معناست كه دیگر روش ها اشتباه است. همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امكانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است. اگر واقعا می خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری كه به منظور راحتی دور خود كشیده اید، پا را فراتر بگذارید و راهكارهای متفاوتی را امتحان كنید.
شكست هرگز وجود ندارد :
تنها شكستی كه در زندگی وجود دارد، این است كه دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجه ای كه پیش رویتان می آید، بازتابی است كه به شما می گوید آیا راهكار انتخابی شما را به هدف نزدیك تر كرده یا دورتر. آدم هایی كه به اهدافشان می رسند، یك خصوصیت مشترك دارند، آنها از شكست و اشتباه نمی ترسند، چون می دانند هر اشتباه یا شكست فرصتی است برای یادگیری كه باید از آن استفاده كرد شكست، لازمه یاد گرفتن است.
شما همین حالا در حال شكل دادن آینده تان هستید :
تفاوت بارزی كه میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است كه افراد موفق در حال زندگی می كنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می كنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی ها و فرصت هایی را كه زندگی در حال حاضر به شما ارزانی كرده از دست می دهید. اگر هم در حال زندگی كنید بسرعت می توانید فرصت های رسیدن به اهدافتان را صید كنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش كرده اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیك تر شوید. اگر بار دیگر ترس های قدیمی و باورهای محدودكننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهن تان متوقف و در درون تان افكار مثبت و خوش بینانه را جایگزین افكار منفی كنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است كه می توانید به كمك آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
پایگاه فرهنگی هنری تکناز
نوشته شده توسط منصور در شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 14:46 موضوع اصول تصميم گيري موفق | لینک ثابت
یا محول الحول
حول حالنا الی
احسن الحال
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 21:36 موضوع | لینک ثابت
حمید مصدق
دلم برای كسی تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهمانی گل های باغ می آورد
وگيسوان بلندش را
- به بادها می داد
و دست های سپيدش را
- به آب می بخشيد
دلم برای كسی تنگ است
كه آن دونرگس جادو را
به عمق آبی دريای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای كسی تنگ است
كه همچو كودك معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی خود را
- نثار من می كرد
دلم برای كسی تنگ است
كه تا شمال ترين شمال
و در جنوب ترين جنوب
- درهمه حال
هميشه در همه جا
- آه با كه بتوان گفت
كه بود با من و
- پيوسته نيز بی من بود
و كار من زفراقش فغان و شيون بود
كسی كه بی من ماند
كسی كه با من نيست
كسی ...
- دگر كافی ست.
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 16:47 موضوع شعر | لینک ثابت
دانشمندان نظريه هايي راجع به دو نيمکره مغز دارند که نشان مي دهد عملکرد و روش فرمان دادن به بدن در هر يک متفاوت است. فکر مي کنيد شما راست مغز باشيد يا چپ مغز؟ پژوهش هاي اخير نشان مي دهد راست مغزها و چپ مغزها روش هاي متفاوتي در پردازش اطلاعات و واکنش به آنها دارند. بر همين اساس روش درس خواندن در هر يک از آنها نيز بايد متفاوت باشد.اين نظريه ها نشان مي دهد افراد راست مغز بيشتر با نيمکره هيجاني و شهودي راست هدايت مي شوند و چپ مغزها به روش منطقي و ترتيبي عکس العمل نشان مي دهند که نيمکره چپ مغز آن را هدايت مي کند. شخصيت هر فرد هم تا حد بالايي از روي نوع مغز او شکل مي گيرد و اين مساله تاثير چشمگيري روي مهارت هاي مطالعه، عادات انجام تکاليف و نمرات شخص دارد. مثلاً ممکن است بعضي دانش آموزان يا دانشجويان با يک نوع خاص از امتحان يا تکليف مشکل داشته باشند و مشکلشان هم هيچ ربطي به درس خواندن يا نخواندن نداشته باشد. بلکه موضوع فقط به نوع خاص مغز آنها برمي گردد. اگر بدانيد راست مغز هستيد يا چپ مغز مي توانيد روش هاي مطالعه مناسب خود را برگزينيد و برنامه ريزي درسي خود را براساس شخصيت و نوع مغزتان تنظيم کنيد تا نتيجه بهتري عايدتان شود.
نوشته شده توسط منصور در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 11:34 موضوع اصول برنامه ريزي موفق | لینک ثابت
در برنامه ریزی توجه به چهار ضابطه یا معیار ضروری است که عبارتند از:
1- وحدت (Unity) : اقدامات یک برنامه بگونه ای با یکدیگر هماهنگ شوند که یک واحد متشکل را بوجود آورند.
2- انعطاف (Flexibility):گروهی از فعالیت ها و اقدامات که باید بر اساس شرایط غیر قابل پیش بینی محیط تغییر کنند یا اینکه با آن تطابق یابند.
3-استمرار یا مداومت (Continuity): فعالیت ها باید استمرار داشته باشند و دچار رکود و توقف نشوند.
4- دقت (Precision): دقت در پیش بینی فعالیت ها و در وضعیت ها و همچنین دقت در طراحی اقدامات موجب کاهش ریسک و به اشتباه رفتن برنامه می شود.
انواع برنامه از دیدگاه گستره فعالیت و مدت زمان اجرا :
بلند مدت( بین 3 تا 10 سال )
میان مدت( 1 تا 3 سال )
کوتاه مدت(کمتر از یکسال )
نوشته شده توسط منصور در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 ساعت 23:6 موضوع اصول برنامه ريزي موفق | لینک ثابت
یک نفر آمد و بر پنجره ام گل مالید
من ولی منتظر بارانم
عمران صلاحی
نوشته شده توسط منصور در جمعه ششم دی 1387 ساعت 14:38 موضوع شعر | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هیچکس نمی تواند به عقب بر گردد و از نو شروع کند اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ائی بسازند.
من ٍ موفق، تبلیغ شخص نیست. شیوه ای است جهت برنامه ریزی ضمیر ناخود آگاه فرد (من ٍ شخص ٍ بیننده و خواننده محترم) به منظور یادآوری توانمندیهای بالقوه افراد جهت کسب موفقیت های بیشتر
لطفا مطالب مرتبط با موضوعات وبلاگ از جمله داستان،شعر،نقد،شیوه های موفقیت،سخن بزرگان و... خود را بمنظور درج در وبلاگ، به آدرس پست الکترونیکی ارسال نمائید.
با تشکر - مدیر وبلاگ
سید منصور غیبی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
معرفي كتاب
داستان کوتاه
جملات تاکیدی مثبت
شعر
نقد و بررسی
سخن بزرگان
روایتهای تاریخی
اصول اعتماد به نفس موفق
اصول هدف يابي موفق
اصول تصميم گيري موفق
اصول برنامه ريزي موفق
اصول برقراري ارتباط موفق
من ِ موفق
من ِ توانمند
من ِ هدفمند
من ِ مثبت
من ِ اميدوار
من ِ لايق
پیوسته آغاز کردن
دوستان
فولكلور
یاد یار
فکر نو
عباس معروفی
سید علی صالحی
قابيل
دیباچه
سخن
گردون ادبی
داستان های تاریخی
دنیای مجازی
مدیرستان
به اندیش
سینرژی
مقالات و نکات مدیریت و بازاریابی
دیگران
پندار
مطالب اموزشي عارف
علي يوسفي
موفقيت نامحدود
کار آفرینی
پیوندهای روزانه
صد نکته در مدیریت تغییر
گل کوکب-داستان کوتاه
یک نکته ، یک تجربه
نکاتی در باره موفقیت
حکایت تاریخی از دوره قاجار
پیش درآمد-شعر(حمید مصدق)
پیامهای مدیریت شخصی
کاغذ سنگی-داستان کوتاه
داستان یک استکان شکسته-شعر(سید علی صالحی)
آلمانی-داستان کوتاه(پرویز دوائی)
انتظار-شعر(عباس معروفی)
قوانین جهانی موفقیت
زخم جناغ-داستان کوتاه
نقوش تزئینی-داستان کوتاه
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
طراح قالب
POWERED BY